اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

فرشته کوچولوی ما زمینی شد

هفته پیش سه شنبه( 20 بهمن 94) چه حالی داشتم از یه طرف خوشحال که اذیت بودنها و استرس حاملگی تموم میشه و پسرکوچولوم رو میبینم از یه طرف خیلی میترسیدم بعدازظهرش مامانم اینا اومدن خونمون شب ساعت 9-9:30 بود که حمید و مامان منو بردن بیمارستان که بستری بشم قانون این بیمارستان اینجوره که شب قبل باید بستری بشی اهورا هم باهامون اومد خیلی گریه و بی طاقتی کرد اولین بار بود ازم جدا میشد خودمم خیلی گریه کردم سابقه نداشته برای خواب پیشم نباشه شب اونجا برامون انژوکت وصل کردن صدای قلب بچه رو گذاشتن و کمی توضیح دادن من که تا صبح نخوابیدم آریا هم بیشترش تو شکمم مثل سنگ میشد صبح ساعت 5:30 اومدن برامون سرم زدن بدنم شروع کرد خارش و گر گرفتگی اول فکر کرد...
28 بهمن 1394

تاریخ زایمان

دیروز رفتم دکتر برای 21 بهمن خواست نوبت بده گفتم چون شوهرم 24 بهمن تولدشه دوست داره همون روز باشه اما دکترم گفت من اون روز نیستم دیگه تاریخش افتاد 25 بهمن اهورا جونم چیزی تا اومدن داداشت نمونده خوشحالم داره این روزای سخت تموم میشه ولی پُرم از استرس و ترس خدایا خودت کمک کن همه چی به خیر و خوشی تموم بشه تو این روزا آرزوم دیدن خودم و پسر کوچولوم بعد زایمان و تو خونه اس   پی نوشت: دیروز یعنی 15 بهمن رفتم مرکز بهداشت ماما بهم گفت نباید تاریخ زایمانتو عقب مینداختی گفت چون بچه قبلیت سزارینی بوده اگه بیشتر بچه بمونه ممکنه فشار به جای بخیه های قبلیت بیاد وباز بشن خلاصه کلی ترسوندم با خالم که ماماس حرف زدم اون خی...
8 بهمن 1394
1