فرشته کوچولوی ما زمینی شد
هفته پیش سه شنبه( 20 بهمن 94) چه حالی داشتم از یه طرف خوشحال که اذیت بودنها و استرس حاملگی تموم میشه و پسرکوچولوم رو میبینم از یه طرف خیلی میترسیدم بعدازظهرش مامانم اینا اومدن خونمون شب ساعت 9-9:30 بود که حمید و مامان منو بردن بیمارستان که بستری بشم قانون این بیمارستان اینجوره که شب قبل باید بستری بشی اهورا هم باهامون اومد خیلی گریه و بی طاقتی کرد اولین بار بود ازم جدا میشد خودمم خیلی گریه کردم سابقه نداشته برای خواب پیشم نباشه شب اونجا برامون انژوکت وصل کردن صدای قلب بچه رو گذاشتن و کمی توضیح دادن من که تا صبح نخوابیدم آریا هم بیشترش تو شکمم مثل سنگ میشد صبح ساعت 5:30 اومدن برامون سرم زدن بدنم شروع کرد خارش و گر گرفتگی اول فکر کرد...
نویسنده :
مامان
13:07



